بررسی قابلیت تجدیدنظر در قرار عدم صلاحیت دادگاه کیفری یک بر اساس ماده ۳۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲
۱. مقدمه
یکی از موضوعات مهم در حقوق کیفری ایران، نحوه اعتراض به تصمیمات دادگاهها و تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به این اعتراضهاست. در این میان، ماده ۳۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا به صراحت اعلام میدارد که قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه کیفری یک از سوی دادستان قابل تجدیدنظر است. در ظاهر، این عبارت ساده به نظر میرسد، اما از حیث آثار حقوقی و تعیین مرجع صالح، تفاوت بنیادینی میان «تجدیدنظرخواهی» و «فرجامخواهی» وجود دارد که نیازمند تحلیل دقیق است.

۲. مفهوم قرار عدم صلاحیت در دادگاه کیفری یک
«قرار عدم صلاحیت» تصمیمی است که دادگاه در جریان رسیدگی اتخاذ میکند، زمانی که خود را برای رسیدگی به پرونده صالح نمیداند. این قرار ممکن است ذاتی باشد (یعنی دادگاه اصولاً حق رسیدگی به موضوع را ندارد) یا محلی (یعنی دادگاه صلاحیت جغرافیایی ندارد).
در دادگاه کیفری یک، این قرار زمانی صادر میشود که قاضی رسیدگیکننده تشخیص دهد مرجع صالح، مثلاً دادگاه کیفری دو یا دادگاه انقلاب است.
۳. تفاوت میان تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی
در نظام دادرسی کیفری ایران، دو شیوهی اصلی برای اعتراض به آراء وجود دارد:
- تجدیدنظرخواهی: مرحلهای از رسیدگی است که در آن، پرونده مجدداً از حیث ماهوی در دادگاه تجدیدنظر استان بررسی میشود. هدف از این مرحله، اصلاح اشتباهات احتمالی و تحقق عدالت بیشتر است.
- فرجامخواهی: رسیدگی شکلی است که در آن دیوان عالی کشور تنها از نظر رعایت مقررات قانونی و اصول دادرسی، رأی را مورد بررسی قرار میدهد، نه از نظر ماهوی.
بنابراین، واژه «قابل تجدیدنظر» که در ماده ۳۹۰ آمده، به معنای قابلیت بررسی ماهوی در مرجع بالاتر (دادگاه تجدیدنظر) است، نه بررسی شکلی در دیوان عالی کشور.
۴. تحلیل ماده ۳۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲
ماده ۳۹۰ مقرر میدارد:
«قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه کیفری یک از طرف دادستان قابل تجدیدنظر است.»
قانونگذار با استفاده از واژه «تجدیدنظر» به صراحت نشان داده است که چنین قراری باید در دادگاه تجدیدنظر استان بررسی شود. اگرچه برخی در گذشته تصور میکردند که اینگونه قرارها قابل فرجام در دیوان عالی کشور است، اما متن ماده، تردیدی در قابل تجدیدنظر بودن آن باقی نمیگذارد.
این تمایز در رویه قضایی نیز مورد تأیید قرار گرفته است و دیوان عالی کشور در آرای خود بارها تصریح کرده که رسیدگی به اعتراض دادستان نسبت به قرار عدم صلاحیت، در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان است.
۵. مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض دادستان
با توجه به ماده ۳۹۰، دادگاه تجدیدنظر استان مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض دادستان نسبت به قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه کیفری یک است.
بنابراین، هرگاه دادگاه کیفری یک قرار عدم صلاحیت صادر کند و دادستان نسبت به آن اعتراض نماید، پرونده باید برای بررسی اعتراض به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال شود، نه دیوان عالی کشور.
۶. آثار حقوقی تجدیدنظر در قرار عدم صلاحیت
هنگامی که پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال میشود، این دادگاه میتواند:
- قرار صادره را تأیید و دادگاه دیگر را صالح اعلام کند؛ یا
- قرار را نقض و دادگاه صادرکننده را صالح به رسیدگی بشناسد.
در حالت دوم، پرونده به دادگاه کیفری یک بازگردانده میشود تا رسیدگی ماهوی ادامه یابد. این روند از اطاله دادرسی جلوگیری کرده و موجب تمرکز بیشتر صلاحیتها در سطوح استانی میشود.
۷. نمونه رأی و استدلال قضایی
در یکی از آرای دادگاه تجدیدنظر استان تهران، چنین آمده است:
«با توجه به صراحت ماده ۳۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری و اینکه قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه کیفری یک قابل تجدیدنظر است، نه فرجامخواهی، رسیدگی به اعتراض دادستان در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان است. لذا این دادگاه ضمن اعلام صلاحیت خود، پرونده را جهت اقدام لازم به دادگاه کیفری یک اعاده میدهد.»
این رأی نمونهای از رویه قضایی صحیح در تفسیر ماده ۳۹۰ است.
۸. نتیجهگیری
با تحلیل مفاد ماده ۳۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ میتوان نتیجه گرفت که:
- قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه کیفری یک از سوی دادستان قابل تجدیدنظر است، نه فرجامخواهی؛
- مرجع صالح برای رسیدگی به این اعتراض، دادگاه تجدیدنظر استان است؛
- این تفسیر علاوه بر انطباق با نص صریح قانون، با اهداف عدالت کیفری و تسریع در روند رسیدگی نیز همسوست.




