در روابط مالی و معاملاتی میان اشخاص، یکی از پرسشهای مهم این است که آیا هر پرداخت یا انتقال مال، بهصورت تبرعی (رایگان) انجام میشود یا نشانهای از وجود دین است؟
قانون مدنی ایران در ماده ۲۶۵ پاسخ این پرسش را داده و مقرر کرده است:
«هرگاه کسی مالی به دیگری بدهد، ظاهر در عدم تبرع است. بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون آنکه مقروض آن باشد، میتواند آن را استرداد کند.»

بهعبارت دیگر، قانونگذار فرض را بر این گذاشته است که افراد معمولاً بدون دلیل و بدون انتظار عوض، مالی به دیگری نمیدهند. بنابراین، اگر شخصی مالی بپردازد و ثابت شود که بدهکار نبوده، حق دارد آن را بازپس بگیرد. این اصل در فقه و حقوق با عنوان اصل عدم تبرع شناخته میشود و یکی از قواعد مهم در دعاوی استرداد وجه و مال است.
ریشه تاریخی ماده ۲۶۵ قانون مدنی
ماده ۲۶۵ قانون مدنی ایران از حقوق فرانسه اقتباس شده است. بخش نخست ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی فرانسه بیان میکند: «هر پرداخت، مستلزم وجود دِین یا ظاهری از وجود دین است؛ هر آنچه بدون وجود دین پرداخت شود، قابل استرداد است.»
بر این اساس، ماده ۲۶۵ در واقع ترجمهای از همین قاعده است که در حقوق تطبیقی به «استرداد پرداخت غیرمستحق» شهرت دارد.
تحلیل واژهشناسی: تفاوت «مقروض» و «مدیون»
در متن ماده ۲۶۵ واژهی «مقروض» بهکار رفته است. دکتر مهدی شهیدی این واژه را نادرست میداند، زیرا در زبان حقوقی فارسی، «مقروض» از ریشهی قرض گرفته شده و ذهن را به عقد قرض میبرد، در حالیکه مقصود قانونگذار عامتر است و شامل هر نوع تعهد یا بدهی میشود. بنابراین، از دیدگاه دقت حقوقی، بهکار بردن واژهی «مدیون» به جای «مقروض» مناسبتر است و مانع برداشت نادرست از ماده میشود.
قلمرو ماده ۲۶۵ در عقود و قراردادها
ماده ۲۶۵ محدود به عقد خاصی مانند قرض نیست و در تمام روابط مالی قابل اجراست. در عقودی مانند ودیعه، وکالت، اجاره یا هبه نیز ممکن است مالی از شخصی به دیگری منتقل شود. اگر گیرنده نتواند ثابت کند که وجه دریافتی در برابر دِینی یا قراردادی بوده است، پرداختکننده حق مطالبه و استرداد مال را دارد. بهطور خلاصه، اگر شخصی مالی بپردازد و دلیلی بر وجود دین نباشد، فرض بر این است که پرداخت تبرعی نبوده و باید بازگردانده شود.
دیدگاههای حقوقدانان درباره ماده ۲۶۵ قانون مدنی
دکتر سید حسن امامی معتقد است اگر شخصی مالی بپردازد و سپس خواهان استرداد آن شود، دادگاه باید حکم به بازگرداندن مال بدهد مگر اینکه گیرنده ثابت کند مال در برابر دِینی پرداخت شده است. در نتیجه، بار اثبات استحقاق بر عهدهی گیرنده است و اصل عدم تبرع به نفع پرداختکننده عمل میکند.
به نظر دکتر مهدی شهیدی، برای استرداد مال، صرف اثبات پرداخت کافی است. پرداختکننده لازم نیست مالکیت مال یا عدم وجود دین را نشان دهد؛ این گیرنده است که باید علت مشروع دریافت مال را اثبات کند. او تأکید میکند که ظاهر پرداخت، اماره بر عدم تبرع است نه بر وجود دین؛ یعنی قانونگذار فرض میکند دهنده قصد احسان نداشته است، نه اینکه الزاماً بدهکار بوده است.
دکتر ناصر کاتوزیان نیز بیان میکند که پرداخت مال، ظاهراً نشانه ادای دین است، اما اگر دهنده ثابت کند که دینی بر ذمه نداشته، حق استرداد دارد. اگر گیرنده برای نگهداری مال به وجود عقدی مانند قرض یا ودیعه استناد کند، باید آن عقد را اثبات کند. از دیدگاه ایشان، ماده ۲۶۵ بر پایهی عرف جامعه تنظیم شده است؛ عرفی که در آن مردم معمولاً مالی را بدون دلیل به دیگری نمیدهند.
آثار حقوقی و عملی اصل عدم تبرع
اصل عدم تبرع آثار مهمی در دعاوی مدنی و استرداد وجه دارد. هرگاه شخصی وجهی را به دیگری بپردازد و بعد ادعا کند که اشتباه کرده یا بدهکار نبوده، میتواند بر اساس ماده ۲۶۵، استرداد وجه را بخواهد. در این حالت، دادگاه فرض میکند پرداختکننده قصد بخشش نداشته و اگر گیرنده نتواند استحقاق خود را ثابت کند، باید وجه را بازگرداند. این قاعده از سوءاستفادههای مالی جلوگیری میکند و نقش مهمی در حمایت از حقوق افراد دارد.
اصل عدم تبرع در اجرتالمثل ایام زوجیت
یکی از مهمترین کاربردهای اصل عدم تبرع در حقوق خانواده، موضوع اجرتالمثل ایام زوجیت است. بر اساس ماده ۳۳۶ قانون مدنی، هر کس بر حسب امر دیگری کاری انجام دهد و قصد تبرع نداشته باشد، مستحق اجرت است. بنابراین، زن میتواند بابت کارهایی که به دستور شوهر در منزل انجام داده و قصد احسان نداشته، اجرتالمثل دریافت کند. اصل عدم تبرع در اینجا به نفع زن عمل میکند، زیرا فرض بر این است که کارهای خانه به دستور شوهر انجام میشود و زن قصد تبرع ندارد مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
اصل عدم تبرع و پرداخت مهریه
| عنوان | شرح |
|---|---|
| ماهیت مهریه | مهریه از دیون مسلم شوهر نسبت به زن است و باید پرداخت شود. |
| وضعیت در طول زندگی مشترک | ممکن است شوهر در طول زندگی، اموالی را به زن بدهد بدون آنکه رسید یا مدرکی دریافت کند. |
| بروز اختلاف | در صورت اختلاف، اگر زن ادعا کند مهریه را دریافت نکرده، شوهر میتواند ادعا نماید که مهریه را قبلاً پرداخت کرده است. |
| بار اثبات | اگر شوهر ثابت کند مالی به زن داده است، اصل بر این است که پرداخت بهمنظور ادای مهریه بوده، نه هدیه یا بخشش. |
| استثنا | زن میتواند خلاف این امر را اثبات کند و نشان دهد که مال را به عنوان هدیه دریافت کرده است. |
| نتیجه حقوقی | اصل عدم تبرع در دعاوی مربوط به اثبات پرداخت مهریه نقش تعیینکننده دارد و مبنای بسیاری از آرای قضایی است. |
بار اثبات در دعاوی استرداد وجه
در نظام دادرسی ایران، اصل بر برائت ذمه است، اما ماده ۲۶۵ یک اماره عرفی ایجاد میکند. به این معنا که پرداختکننده برای استرداد مال، کافی است پرداخت را ثابت کند و نیازی به اثبات نبود دین ندارد. پس از آن، این گیرنده است که باید دلیل مشروع بودن دریافت خود را ارائه دهد. این اصل از نظر عدالت حقوقی نیز منطقی است، زیرا معمولاً کسی که مالی در اختیار دارد باید مشروعیت تملک آن را نشان دهد.
مبنای فقهی و عرفی اصل عدم تبرع
در فقه امامیه نیز قاعدهی عدم تبرع پذیرفته شده است. فقها میگویند هرگاه کسی کاری برای دیگری انجام دهد یا مالی بدهد، اصل بر این است که قصد احسان ندارد مگر خلافش ثابت شود. این قاعده بر پایهی عرف عقلایی و عدالت معاوضی شکل گرفته است، زیرا مردم معمولاً انتظار دارند در برابر کار یا مالی که میدهند، دلیل یا عوضی وجود داشته باشد. به همین دلیل، قانونگذار ایرانی با الهام از فقه اسلامی، این اصل را در قانون مدنی پذیرفته است.
نتیجهگیری و پیشنهاد اصلاح ماده ۲۶۵
ماده ۲۶۵ قانون مدنی، پایهی اصل عدم تبرع در حقوق ایران است. این ماده بیان میکند که اگر شخصی مالی به دیگری بدهد، ظاهر آن بر عدم تبرع دلالت دارد و در صورت نبود دین، پرداختکننده حق استرداد دارد. بررسی دیدگاههای امامی، شهیدی و کاتوزیان نشان میدهد که همگی بر دو نکته اتفاق دارند:
پرداختکننده تنها باید پرداخت را ثابت کند، و گیرنده باید مشروعیت دریافت مال را اثبات نماید.
کاربرد این اصل در اجرتالمثل ایام زوجیت، مهریه و دعاوی استرداد وجه کاملاً مشهود است. با توجه به نقد دکتر شهیدی، پیشنهاد میشود در بازنگریهای آینده قانون مدنی، واژهی «مقروض» به «مدیون» اصلاح شود تا از ابهام در تفسیر ماده جلوگیری گردد. در نهایت، اصل عدم تبرع یکی از ابزارهای مهم برای حفظ عدالت، جلوگیری از تبرعهای ناخواسته و حمایت از نظم مالی در روابط اقتصادی و خانوادگی است.




